السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
351
تفسير الميزان ( فارسي )
عَلَيْكَ . . . » ، اين داستان عيسى ع بر تو تعليم كرديم از آيات ما و ذكر حكيم است . و در آيه بعدش مطلب را با جمله : « حق از ناحيه پروردگار تو است ، پس از مرددين مباش » تاكيد ، و ختم كرد . و در آيه مورد بحث آن تعليم الهى را با بيانى واضحتر بيان مىكند . و چه بيانى روشنتر از مباهله و ضمير كاف خطاب « تو » در اين آيه به عيسى ع و يا به حق نامبرده در آيه قبل بر مىگردد . بيان آيه قبلى از خداى تعالى با اينكه بيانى الهى بود و شكى باقى نمىگذاشت ، علاوه بر آن ، مشتمل بود بر برهانى ساطع ، بر آن حقيقتى كه آيه : « إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّه كَمَثَلِ آدَمَ » برهان ساطع ديگرى بر آن بود ، پس علمى كه در جمله : * ( « مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ » ) * آمده ، علمى است كه هم از راه وحى الهى حاصل مىشود و هم از راه برهان ، پس اثر اين علم بايد هم در رسول خدا ص حاصل شود و هم در هر شنونده اى ديگر در غير رسول خدا ص ، بنا بر اين اگر فرض كنيم شنونده اى در داستان عيسى ع شك كند از اين جهت كه دليل بر آن وحى الهى است ، از اين جهت كه برهانى ساطع و عقل فهم بر آن قائم است ، نمىتواند شك كند ، و چه بسا به خاطر افاده همين نكته بوده كه فرمود : * ( « مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ » ) * و نفرمود : « من بعد ما بيناه لهم » ، چون اگر اينطور فرموده بود از دليل اول يعنى وحى الهى سكوت كرده بود و اما با آوردن جمله اول فهماند دليل بر حقانيت داستان علم است و دليل آن علم دو تا است : يكى وحى و ديگرى برهان عقلى . البته در اين ميان نكته اى ديگر هست و آن اينكه آوردن تعبير اول و به رخ كشيدن علم مايه دلخوشى رسول خدا ص است و اينكه او به اذن خدا غالب و پروردگارش ياور او است و به هيچ وجه از نصرتش دريغ نمىدارد ، چون همو بود كه علم به داستان عيسى ع را به وى ارزانى داشت . * ( « فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ » ) * ضمير متكلم مع الغير « نا - ما » در كلمه « ندع » با همين ضمير در كلمات « ابنائنا » و « نسائنا » و « انفسنا » تفاوت دارد ، اولى به دو طرف متخاصم ، يعنى رسول خدا ص و بزرگان نجد كه مسيحى بودند برمىگردد و آن سه ضمير ديگر به رسول خدا ص و همراهانش ، و به همين جهت كلام آيه در اين معنا است كه فرموده باشد بيائيد تا ابناء و نساء و انفس را بخوانيم و آن گاه ما ابناء و نساء و انفس خود را و شما هم ابناء و نساء و انفس خود را دعوت كنيد . . . ، بنا بر اين در كلام اختصار گويى لطيفى به كار رفته و مصدر « مباهله » كه فعل « نبتهل » مضارع آن است به معناى ملاعنه است ، يعنى لعنت كردن يكديگر ، هر چند كه در